صحبتهای ورنون پریسلی درباره پسرش - قسمت سوم

ادامه مطلب:

قسمت سوم:

زمانیکه او تازه به شهرت رسیده بود ، منتقدان او را متهم به یاقی گری میکردند اما در طول 22 سال فعالیت هنریش او عادت کرده بود که به آنها بی اعتنایی کند. الویس همیشه میگفت : " صداقت همیشه پیروز خواهد بود"

همچنین زمانیکه در اواخر زندگیش به او تهمت معتاد بودن به کوکائین را زدند ، بی اعتنایی کرد.

الویس انواع مختلفی قرص آرام بخش مصرف میکرد. اما همه آنها تجویز شده توسط پزشکش بودند و او سر خود دارویی مصرف نمیکرد.

او برای مدتی از قرصهای رژیمی استفاده میکرد. اما بعد از 3 سال مصرف آنها را کنار گذاشت. زیرا از آنها وحشت داشت.و سپس برای کم کردن وزنش غذای بسیار کمی میخورد و گاها اصلا چیزی نمیخورد.درواقع او 24 ساعت آخر از عمر خود را روزه بود.

او از قرصهای خواب استفاده میکرد. زیرا بخاطر اجراهایش میبایست در روز 8 تا 10 ساعت خواب کامل میداشت.

کمی پیش از فوتش یک چک آپ کامل از او انجام گرفته شده بود. پزشکان پی بردند که کبد و روده های او به شدت بیمار است و همچنین  فشار خونش بسیار بالاست. و این مرا بسیار نگرانتر از قبل کرد.

او برای فشار خونش و همچنین دردهایی که گاه و بیگاه داشت از قرصهای تجویز شده استفاده میکرد.

کالبد شکافی پس از فوتش نشان داد که در خون او اثرات داروهای والیوم ، استامینوفن و کدئین وجود دارد که همگی تجویز شده توسط پزشکش بودند و هیچ نوع مواد غیر مجازی در بدن او یافت نشد.

دلیل مرگش بیماری قلبی ناشی از فشار خون بالا تشخیص داده شد.

الویس از همان سنین نوجوانی  دچار بیخوابی در شب بود. او معمولا تا ساعتها پس از نیمه شب از بیخوابی رنج میبرد و بجایش در طول روز میخوابید.


به دو دلیل من همیشه مطمئن بودم که او هر گز از داروهای غیر قانونی و غیر تجویزی برای درمان بی خوابیهایش استفاده نخواهد کرد: یکی به این دلیل که او میتوانست کسانی را که از داروهای غیر مجاز استفاده میکنند را ببیند که چطور خود را به نابودی میکشند . و به علاوه  بخاطر دختر کوچکش ، لیزا، مطمئن بودم که چنین نخواهد کرد.

 

مسئله دیگری که میخواهم بیان کنم حمل اسلحه توسط الویس و دلائل آن است.

دلیل اینکه الویس همیشه با خودش اسلحه حمل میکرد ، خطری بود که همواره او را تهدید میکرد.


اولین اتفاق خطرناکی که برای او افتاد ، و مرا شدیدا به وحشت انداخت ، در نخستین دوران شهرتش و در شهر جکسون ویل فلوریدا روی داد. در آن زمان الویس در آنجا اجرا داشت و وقتی برای تعویض لباس به اطاق پشت صحنه رفت ، ناگهان خیل جمعیت به سوی او هجوم بردند.

طرفدارانش او را محاصره کرده و تکان میدادند. الویس سعی کرد از میان آنها رد شود اما اینبار جمعیت  به او حمله کرده و لباسهایش را پاره پاره کردند! و زمانیکه لباس او را میکشیدند ، بازوهایش مجروح شد و از آنها خون میچکید.

من هرگز چیزی مشابه این را قبلا ندیده بودم و گمان کردم که الویس حتما در اینجا کشته خواهد شد.

چند سال پیش (پیش از 1978) نیز اتفاقی در لاس وگاس افتاد و من گمان میکنم که فقط برای زهر چشم گرفتن بود! ما در هتل هیلتون لاس وگاس بودیم که مردی از لس آنجلس تلفن کرد و گفت که الویس روی استیج و در حال اجرای کنسرت با گلوله کشته خواهد شد. و از ما مبلغ 50000 دلار پول خواست تا نام و مشخصات فرد شلیک کننده را افشا کند.

پلیس FBI  این تهدید را تا اندازه ای جدی گرفت. و من که این تحدید را خیلی جدی گرفته بودم ، به پیشکار گفتم که به مرد پشت خط اطلاع دهد که ما این مبلغ را خواهیم پرداخت. اما ناگهان تماس قطع شد! شب که الویس اجرای کنسرت داشت ، ما گمان میکردیم که قاتل حتما در میان جمعیت حاظر در سالن است.

از طرف هتل به الویس گفته شد که برای اجرای کنسرت به سالن نرود و من نیز بر همین موضوع اصرار داشتم.

نمیشود انکار کرد که خودِ الویس نیز از این موضوع بیمناک بود ، اما با اینحال برای اجرای کنسرت پافشاری کرد و برنامه را به خوبی اجرا کرد. و همانطور که خودتان هم میدانید هیچ اتفاقی نیفتاد.

 

 

و حالا درباره زندگی عاشقانه الویس .

مسلما من به طور کامل نمیدانم بین الویس و دخترهایی که با آنها ملاقات کرد چه گذشته. هر بار که او در مورد آنها با من صحبت میکرد من نصیحتش میکردم و هر بار که به من نیاز داشت آنجا بودم. اما هر گز در کارش فضولی نمیکردم.

اگر چه میدانم او مردی بود که به توجه و محبت زن بسیار نیازمند بود. او به یک زن خاص نیاز داشت که حرفهایش را بفهمد و بتواند مسائلش را با او درمیان بگذارد. زنی که به او عشق بورزد و توسط او عشق ورزیده شود.

او با دخترهایی در لس آنجلس و ممفیس قرار گذاشته بود. اما هیچ کدام به مرحله جدی نرسیدند. اما من بسیار به ازدواج او با آنیتا وود امیدوار بودم. زیرا عشقی که شش سال به طول بینجامد مطمئنا فراتر از یک دوستی معمولی است.

الویس و آنیتا وود

من و گلادیس در روابط عاشقانه او هیچ دخالتی نمیکردیم . اما سعی داشتیم در مورد حرفه و کارش راهی را نشانش دهیم که به نفعش باشد.

برای ما مهم نبود که او با چگونه دختری ازدواج میکند. اما برایمان مهم بود که آن دختر هر که که هست الویس را خوشبخت کند.

 

 


منبع: http://www.elvisinfonet.com/interview_vernon_presley.html

 

ادامه دارد....

 

-------------------------------------------------------------

 

 

صفحه مقاله ها

 

 

----------------------------------------------------------------

همچنین در اینجا ببینید:

 

صحبتهای ورنون پریسلی ، پدر الویس  (قسمت اول)

 صحبتهای ورنون پریسلی درباره پسرش - قسمت اول

 

صحبتهای ورنون پریسلی ، پدر الویس  (قسمت دوم)

صحبتهای ورنون پریسلی درباره پسرش - قسمت دوم

 

صحبتهای ورنون پریسلی ، پدر الویس  (قسمت چهارم)

صحبتهای ورنون پریسلی درباره پسرش - قسمت چهارم

 

 

/ 20 نظر / 189 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطیما

https://www.youtube.com/watch?v=gOc8-crqh0g&list=RDa3xQrSf-OcQ&index=29

فاطیما

https://www.youtube.com/watch?v=MfyxbvXe6Lw

فاطیما

https://www.youtube.com/watch?v=TkX1nit8Q4Y

فاطیما

https://www.youtube.com/watch?v=0ykZo_rF_JY

فاطیما

https://www.facebook.com/406607989452087/photos/a.588081227971428.1073741832.406607989452087/711161405663409/?type=1

فاطیما

https://www.youtube.com/watch?v=VejztsaQEeQ

فاطیما

https://www.youtube.com/watch?v=e7R5xxDy3QU

فاطیما

https://www.youtube.com/watch?v=Ue67RADgwas

فاطیما

https://www.youtube.com/watch?v=pT0dmfrtrA4

فاطیما

https://www.youtube.com/watch?v=hxnunLJ_fH4&feature=youtu.be

Whoops, looks like something went wrong.