دختر الویس در آخرین ماههای بارداری

 

لیزا مری پریسلی در آخرین ماههای بارداری

 لیزا مری پریسلی در آخرین ماههای بارداری

 

لیزا مری پریسلی در آخرین ماههای بارداری

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

لیزامری و مادرش

لیزامری و پریسیلا پریسلی

لیزامری و پریسیلا پریسلی

/ 14 نظر / 400 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن

من اومدم.ببخشید نبودم

سیروس

با تشکر از شما که یاد الویس را زنده نگه داشته ای بای بگم که سایت خوبی درست درست کرده ای

مریم

سلام خوبی عزیز ؟ تصاویر زیبایی بود . [گل]

مریم

سلام خوبی عزیز ؟ تصاویر زیبایی بود . [گل]

رضا

با سلام و درود خدمت شما دوست عزیز و قلم توانمندتان که مثل همیشه بسیار زیبا و آموزنده می نگارید، همچنین از تشریفرمائی شما در کلبه درویشی این حقیر تقدیر و تشکر میکنم. و سلامتی و تندرستی شما و خانواده محترمتان را از درگاه باریتعالی خواهانم. فرارسیدن ماه رجب ، ماه استغار امت رسول اکرم (ص) و ماه خدا ، بر همه شیعیان جهان مبارک باد. بنگر آن ماه روی باده فروش غیرت آفتاب و غارت هوش جام سیمین نهاده بر کف دست زلف زرین فکنده بر سر دوش غمزه اش راه دل زند که بیا نرگسش جام می دهد که بنوش غیر آن نوش لب که مستان را جان و دل پرورده ز چشمه نوش دیده ای آفتاب ما به دست دیده ای ماه آفتاب فروش ؟ در پناه حق...[گل][خداحافظ]

طلا

سلام ژیلا جون راستش این گربه خیلی دست و پاچلفتیه. فکر نمیکنم بیرون از خونه دوام بیاره. من یه سایت پیدا کردم که میشه آگهی بدی و گربه تو واگذار کنی. آدرسش اینه برو یه سر بزن و عضو شو و یه آگهی برای گربه ی خودت بده. شاید کسی بخواد ازش نگهداری کنه. بهتر از آواره ی شدن گربه ها توی خیابونهاس . اینم آدرس : http://www.persianpet.org/forum/ باید بری به بخش تالار واگذاری رایگان حیوانات خانگی و اونجا آگهی تو بنویسی راستی من عکس گربه هاتو دیدم . میخوای جانی رو ول کنی؟ اون خیلی کوچولوئه. فکر میکنی تنهایی بتونه از پس زندگیش بر بیاد؟ [ناراحت]

طلا

راستی من وبلاگتو لینک کردم . [بغل]

رضا

گل زرد ، گل سرخ و غنچه ای که امیدی در دل خود بسته است و دارد باز می شود ، خیلی به این غنچه فکر می کنم، خیلی، ساعتها و... همیشه. به امیدش، به آینده اش، به انسان هایی که دلها شان به او شبیه است و شاید سرنوشتشان هم با او یکی است. و از خود همیشه می پرسم : آیا این غنچه باز می شود؟می شکفد؟ آفتاب روشن و گرم آسمان بر قلب بسته و تنگش خواهد تابید؟ نسیم بهار گلبرگ هایش را نوازش خواهد کرد؟بلبلی به شوق دیدارش برای او آوازهای عاشقانه خواهد خواند؟ و بالاخره پروانه ای بر سرش خواهد نشست؟ و قطره ی پاک بارانی و شبنمی در دهانش خواهد چکید؟ نمی دانم هیچ چیز نمی دانم، این گل زرد وگل سرخ هم در انتظار او هستندو نگران سرنوشت او. آیا می پژمرد و بر باد می رود، یا می شکفد و زندگی می کند؟ هیچ نمی دانم وتمام رنج من همین است! [گل][گل][گل]

ریحانه

واااااای من خیلی دوسش دارم. ففط عکساشو بذار[قلب]

ریحانه

پس نظر من کو؟