قسمت دوم - کودکی و نوجوانی

 

طبقه بندی: بیوگرافی

 

 

 

در مطلب قبل خواندیم که در خانواده فقیر گلادیس و ورنون پرسلی دو کودک دوقلو بنامهای الویس آرون و جسی گارون بدنیا آمدند که جسی در بدو تولد در گذشت. و اما ادامه ماجرا:

 

 

 

 سالهای 1935 تا1954  (الویس و زندگی:)

 

در گذشت جسی گارون باعث شد که گلادیس همیشه و در همه وقت از بابت الویس نگران باشد.زیرا او میترسید که الویس را هم از دست بدهد. از طرفی خانواده پرسلی بقدری فقیر بودند که قادر به تامین مخارج زندگی نبودند.  آنان برای گریز از شرایط سخت زندگی در 12 سبتامبر 1948 _ وقتی الویس 13 ساله بود_ تپولو را ترک و به شهر ممفیس مهاجرت کردند.الویس از همان کودکی برای اینکه کمک خرج خانواده باشد شروع به کار کرد.

 

 

و زمانی با دستگاه چمن زنی شروع به کار در منزل ثروتمندان شهر ممفیس کرد و زمانی همراه دوستانش به فروش میوه های دور ریخته سوپر ها میپرداخت.

 

 

او عاشق کار کردن بود و البته به سر گرمی هم علاقه داشت.او به فوتبال و سینما در اوقات فراقتش توجه خاصی داشت.

 

 

سال 1951 برای الویس و خا نواده اش سال بسیار سختی بود.زیرا پدرش کار خود را از دست داده بود و الویس مجبور بود علاوه بر تحصیل هفته ای35 ساعت کار کند. در آن زمان او به عنوان راهنمای نیمه وقت در تئاتر low   استخدام شده بود.

 

 

سال بعد او مجبور به ترک این کار شد و در مغازه ابزار و آلات فروشی مشغول به کار شد. ولی از آنجایی که هنوز 18 سالش تمام نشده بود از آن کار اخراج شد. پس از آن الویس به کار در تولیدی مبلمان رو آورد. و همراه با تحصیل روزی 8 ساعت در آنجا کار میکرد.

 

کم کم فشار کار و خستگی باعث افت تحصیلی او شد. به شکلی که مادرش گلادیس را بشدت نگران کرد. از این رو گلادیس از کار کردن الویس جلوگیری کرد و خود در یک بیمارستان به عنوان کمک پرستار مشغول به کار شد. او در سال 1953 از دبیرستان فارغ التحصیل شد و مدتی هم به عنوان راننده کامیون مشغول به کار شد....

 

 

 

سالهای 1935 تا 1954  (الویس و موسیقی:)

 

اولین قدم مهم الویس در عرصه موسیقی در سن 8 سالگی برداشته شد و آن  وقتی بود که در مسابقه محلی او به اجرائ red fol      در قصیده old shep  پرداخت. و 5 دلار برنده شد.

 

 

هیچ چیز به اندازه کادوی تولد 11 سالگیش که یک گیتار ارزان قیمت بود باعث خوشحالی و جذب او به موسیقی نشد. دو سال بعد الویس نوجوان و خجالتی برای اولین بار در مدرسه قطعه ای را نواخت و با صدای شیرین و گرمش همراهی کرد و اثر گذاری آن بقدری زیاد بود که معلمین و مدیر مدرسه اشک میریختند.

 

گاهی دوستانش برای دیدن او می آمدند و از او میخواستند که برایشان آواز بخواند گیتار بنوازد . نکته جالب اینکه الویس پسری خجالتی بود و به همین دلیل چراغها را خاموش میکرد تا دوستانش او را به هنگام نواختن و خواندن نبیند.

 

 

او همیشه به کلیسا میرفت و به سرودهای روحانی انجیل گوش میدادکه تاثیر شگرفی بر او میگذاشت. او علاقه خاصی به country music (موسیقی محلی آمریکای جنوبی یا گاوچرانان غربی آمریکا) داشت و مجموعه ای از این عوامل به موسیقی اوهویتی بی همتا بخشیدند. او بسیار تحت تاثیر گیتار و پیانو  blues  (آهنگهای حزن انگیز سیاهپوستان آمریکا ) بود.

 

 

الویس به انواع موسیقی گوش میداد و به موسیقی hill billy   (موسیقی اهالی جنوب و گاو چرانان شرقی آمریکا) که از موسیقی محلی اقتباس شده بود عشق میورزید.

 

 

 در پایه یازدهم دبیرستان او اعتماد به نفس خوبی در زمینه ارائه موسیقی به دیگران بدست آورده بود.......

 

 

 

-----------------------------------------


صفحه بیوگرافی

 

 

 

-----------------------------------------

 

همچنین در اینجا ببنید:

عکسهای کودکی و نوجوانی

الویس -کودکی و نوجوانی

 

/ 15 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارزو

سلام قشنگ .خوندنی مثل هميشه راستی لينکتا گذاشتم تو وبم با اجازه

عباس جكسون

سلام............cdها را فرستادم.......... راستی من برای دوست دعا می کنم اطمينان دارم که دوست تو خوب می شود........ به اميد خدا همه بيمارها خوب شوند....... التماس دعا..........(راستی اگه cdها به دست رسید به من خبر بده........... يا حق............... bye bye bye

عباس جكسون

گمان کنم ۳ روز يا دو روز ديگه به اميد خدا cdها بدست می رسه خود کارمند اداره پست گفت با پست پيش تاز فرستادمش.......... راستی وبلاگم به روز شد............... کودکی خيلی زيباست..........

الهه

سلام ممنونکه خبرم کردی در مورد لينکم عجله نيست عزيزم هر وقت تونستی بذار شاد باشی راستی امروز سه شنبه اس يادت نره بيای

alone

سلام٬عکساشون خيلی جالب نه؟خيلی خوب بود

الهه

سلام چطور نديدی ؟؟؟ ممنونکه اومدی اگه تونستی بازم بيا يه رفرش کن شايد درست شد

asal

سلام ژيلا عزيز ..خوبی خواهر گلم؟مرسی از اينکه خبرم کردی...مطلبت عالی بود..همينطور عکسات..من هم آپم خوشحال ميشم بياين...خوش باشی

دختر تنها

ديشب بابام ميدونی چی ميگفت؟ ميگفت اين آلن دلون هم مثل الويس مشهور بوده پس چرا اونو دوست نداری؟ منم گفتم من به خاطر بدبختی الويس دلم واسش ميسوزه... اينا چه ربطی به هم دارن؟ از دست اين باباها! من بازم با مطلبی تازه منتظرم....

AROOSAK

سلام دوست عزيز .... مطالب جذاب و خواندنی تو بلاگت نوشتی .. ممنون از اين مطالب خواندنيت... به من هم يه سری بزن خوشحال ميشم... فدات (عروسک)

AROOSAK

سلام دوست گلم ... ممنون واقعا که بهم سر زدی و بنده نوازی کردی ... همين الان آپ شدم .. خوشحال ميشم بهم سر بزنی عزيز و منو با حرفات انرژی بدی.... فدات ... (عروسک) نيما ......يا حق