الویس هرگز در زندگیش معتاد نبود

 ادامه مطلب:

 

 

این فایل صوتی مربوط به  کنسرت الویس در لاس وگاس در 2 سبتامبر 1974 است. الویس به دلیل تهمتی که به او زده اند به شدت عصبانی است. متن انگلیسی به همراه معنی فارسی که توسط آقای علیرضا جلالی ترجمه شده را در اینجا میبینید .

 

 

So, I don't pay attention to rumors. I don't pay any attention to movie magazines. I don't read them because they're all junk! And-ah... No, I, I, I, I, I don't mean to put anybody's job down. I'm talking about...they have a job to do and they gotta write something. So if they don't know anything they make it up, you know, so. In my case, they make it up. When I hear rumors flying around...I got sick in the hospital. Well, I was... You know, in this day and time you can't even get sick. You are strong out. Oh by God, I'll tell something, friend, I have never been strong out in my life, except on music.

When I got sick here in the hotel, I got sick that one night, I had a hundred and two temperature, and they wouldn't let me perform, from three different sources I heard I was strong out on heroin. I swear to God. Hotel employees, Jack, bellboys, freaks that carry your luggage up to the room, people working around, you know, talking, maids. And I was sick, it was, you know. I was getting, I had the doctor and had the flu and get over it in one day, so. But all across this town: 'fuuuth' strong out!

So I told them earlier, and don't you get offended, ladies and gentlemen, I'm talking to someone else, if I find or hear the individual that has said that about me, I'm going to break your ***-neck, you sonofa*****.

 

That is dangerous. That is damaging to myself, to my little daughter, to my father, to my friends, my doctor, to everybody I'm in relationship, with you, my relationship with you on the stage, it is dangerous. I will pull his ***-tongue out by the ROOTS!

 

 

 

بنابراین من به شایعات اهمیتی نمی دم اهمیتی به مجلات سینمایی نمی دم .نمی خونمشون چون همشون آشغالن من نمی خواهم کار کسی رو زیر سئوال ببرم من دارم می گم که اونا کارشون اینه که یه چیزی بنویسن اگه چیزی ندونن از خودشون میسازن در باره من از خودشون می بافند وقتی من شایعاتی که پخش میشد رو شنیدم توی بیمارستان مریض بودم  خوب شما میدونین توی این دوره زمونه حتی نمیشه مریض بشی شما معتادین. به خدا قسم یه چیزی به شما بگم دوستان من هرگز توی زندگیم معتاد نبودم جز به موسیقی.

خوب من اینجا توی هتل مریض شدم من یک شب مریض شدم من 102 درجه فاراینهایت تب داشتم و اجازه ندادن که کنسرت اجرا کنم از سه منبع مختلف شنیدم که من به هروئین معتادم . بخدا قسم کارکنان هتل پیشخدمت های مرد و زن  کسایی که بار رو به اتاق میارن و هر کسی که توی هتل بود در این مورد صحبت میکردن و شما میدونید من مریض بودم دکتر اومد و من آنفلانزا داشتم و یک روز بعدش خوب شدم اما همه این شهر گفتن معتاد

بنابراین در ابتدا بهشون گفتم و خانومها و آقایون از من دلخور نشین من دارم درباره یک شخص دیگه صحبت میکنم اگر بشنوم و پیدا کنم کسی رو که اینا رو درباره من گفته گردن لعنتی اش رو خرد میکنم حرومزاده

این خیلی خطرناکه به من صدمه میزنه به دخترم به پدرم به دوستانم دکترم با هرکسی که من باهاش در ارتباطم و ارتباطم با شما روی صحنه آسیب وارد میکنه این خطرناکه و من زبون لعنتی اش رو از حلقش میکشم بیرون

 


 

بشنوید و دانلود کنید

 

__________________________

 

 

صفحه مقاله ها

 

 

/ 8 نظر / 55 بازدید
فاطیما

بچه ام رو چقدر عصبانی کردن.خدا. نمیونم چرا انقدر مریضی ها.صدمات به الویسم رسیده.

علیرضا

سلام ببخشید لطفا پاراگراف اول خط آخر به این شکل اصلاح کنید من هرگز توی زندگیم معتاد نبودم به جزء به موسیقی متشکرم[لبخند]

علیرضا

ببخشید اگه ترجمه خوب نشده من کلمه به کلمه ترجمه کردم چون نمی خواستم دخل و تصرفی توی متن اصلی الویس داشته باشم[لبخند]

فاطیما

علیرضا جون خیلی م خوب بود ترجمه ات.ازمن که خیلی بهتره.

فاطیما

من عاشق این کت های طرح دارشم.

مژگان

چقدر عصبانی شده.چیز مهمی نگفتن که.یعنی انقدر از اعتیاد بدش میاد که به یارو فش داده وگفته گردنش رو میشکنم.

نسیم

من متاسفانه موفق به دانلود این صحبت الویس نشدم.باید بازهم امتحان کنم ببینم میشه یا نه. قبلا یه قسمت کوتاه از این صحبت های الویس رو شنیده بودم اونجا که میگه گردن طرفو میشکنم!الویس کم میشد اینقدر روک و مستقیم روی صحنه صحبت کنه و اینجا مشخصه که واقعن دل پری داشته.یه مطلب رو در مورد الویس اضافه کنم و اون اینکه اخلاق الویس این طوری بود که خیلی آبروش پیش مردم براش مهم بود و خیلی خیلی از اتهامات مطبوعات و دشمنانش ناراحت میشد،بیشترین دلیل حساسیتش هم بخصوص در سالهای آخر،به خاطر دخترش و پدرش بود و نمیخواست که حرفهای دروغ عده ای باعث تحقیر دخترش و پدرش ورنون بشه. این غم ها و آزارها متاسفانه باعث بدتر شدن وضع جسمی الویس شد. سپاس بسیار از آقای علیرضا به خاطر این متن و ترجمه بسیار خوبشون. ژیلا جان ممنون که این پست مهم رو گذاشتی،امیدوارم موفق به دانلودش بشم.

Ali

منم نتونستم بگیرمش.